Friday, 20 July 2012

یادداشت هفته

بیشتر آزمون ها تمام شده است و بسیاری نیز قصد وطن دارند و در گیر و دار سفر. می ماند آزمون های تمام نشدنی که با سفر هم می ماند. آزمون هایی که حرف و شعار و کلیشه هم نجات بخشش نیست. واقعی است و می آید و باید که مسلط و چابک آن را قبول شد. گاهی آزمون ها تکرار می شوند، و تجربه به کار آید، و گاه ردی اش به مّهری سالیان بر پیشانی همراهی مان می کند. هر چه پیمانه پّرتر، گذار از آن آسان تر. عرصه، آزمایشگاهی است به محک زدن حرف و عمل، به آموخته ها، به اندخته ها، به داشته ها و ... .دانایی اما، گاه به قبول نشدن هم هست و پذیرفتنش.

رو در رو با رییس


از زمان قرار گذشته بود. دستیارش پوشه به دست زودتر از ما به دفترش رفت. ناگهان نزدیک درب ورودی و پذیرش دانشگاه پلی تکنیک مردی به ایتالیایی پرسید که شما قرار بود گفتگو کنید؟ همراهش شدیم. کمی بی قرار بود. شاید فکر می کرد چگونه ارتباطی را باید با این چند دانشجوی جوان ایرانی داشته باشد.
به اتاق کنفرانس بزرگی فراخوانده شدیم. از پیشترش برای سرعت در استقرار دوربین ها و میکروفن ها، برنامه ریزی کرده بودیم که از زمان ورود به جلسه شمارش یکساعت زمان گفتگو آغاز می شد. چندبار این قرار جابجا شده بود. هم ما و هم او مشتاق به گفت و شنود بودیم. نشستیم. رییس و دستیار هم آمدند.
ده دقیقه ای هم بیشتر از زمان تعیین شده حرف زدیم. فقط ما پرسشگر نبودیم! جوانترین رییس دانشگاه ایتالیایی هم مشتاق بود از دانشجویان ایرانی اش بیشتر بداند.
از دانشگاه، از تحصیل و از رییس بودنش و مشکلات دانشجویان و از ایرانیان گفتیم و شنیدیم. جلسه ای که بی شک نگاهی متفاوت به ایرانیان دانشجو را بیش از پیش دربر خواهد داشت.
هفته آینده فیلم این گفتگو منتشر خواهد شد


عکس: سیاوش عماری

نخستین مجمع عمومی


نوزده ام جولای نخستین جلسه عمومی انجمن پلی تکنیک تورین برگزار شد. این انجمن در حال حاضر 63 عضو دارد و با پذیرش عضویت افتخاری از سوی رییس دانشگاه پلی تکنیک در جلسه گفتگوی نشریه تورین با وی، این تعداد 64 نفر می باشد. این جلسه با همکاری دانشگاه در یکی از کلاسهای آن برگزار و شرحی از چگونگی شکل گیری انجمن، مراحل ثبت، اهداف و ارتباطات بیان شد و همچنین انتخابات اعضای هیات نظارت و شورای مرکزی برای تکمیل ساختاری برگزار شد. در این نشست به نتایج حاصل از جلسه ای با مسوولین دپارتمان امور بین الملل دانشگاه نیز اشاره شد. از جمله مهمترین آنها، تخصیص میزی در این دانشگاه برای خوش آمد به دانشجویان تازه وارد، درج مشخصات انجمن در دفترچه های راهنما، امکان ارسال ایمیل به زبان فارسی از این پس برای دانشجویان ایرانی از سوی دانشگاه با همکاری انجمن، ترجمه بعضی از برگه ها و بروشورهای راهنما به فارسی با همکاری انجمن در کنار دیگر زبان ها و نیز تسهیلاتی برای دانشجویان حاضر و جدید دانشگاه در نظر گرفته شده است. در این نشست امکان عضویت دانشجویان دیگر دانشگاه ها نیز در انجمن طرح شد. عضویتی که می تواند تا دبیری شورا و مسوولیت پذیری در گروه ها و شاخه های گوناگون را شامل باشد. در انتهای جلسه مسوول کمیته استقبال از دانشجویان تازه وارد ایرانی نیز از میان اعضا عهده دار مسوولیتهای این برنامه شد. از دیگر موارد طرح شده در جلسه تلاش انجمن در گرفتن ارتباط با مسوولین دیگر دانشگاه های شهر تورین است.
خبرها و اطلاعات بیشتر از این نشست و نیز از دیگر فعالیت های انجمن در وبلاگ این تشکیلات منتشر خواهد شد.

عکس: ملودی جوادپور

محدودیتهای بانکی جدید


دلار همراه نیاوریم!
 این عنوان خبری است که نماینده انجمن پلی تکنیک تورین در اختیارمان گذاشته است. یکی از مباحثی که در جلسه انجمن ISAPUT با مسوولین امور بین الملل دانشگاه پلی تکنیک تورین مطرح شده است مربوط به این بود که به دلیل تحریمها، بانکها دلار را برای ایرانیان به ارزهای دیگر تبدیل نمی کنند یا به طور محدودی انجام می دهند و از این پس هم در بازگشایی حسابهای مرتبط با کارت های ویزا و مستر محدودیت وجود خواهد داشت. توصیه شده است دانشجویان ارز را در ایران به یورو تبدیل کرده و همراه شان به تورین بیاورند.
این خبر مربوط به بانک «یونی کردیت» می باشد و چندی پیش هم خبری مشابه در مورد محدودیتهای تازه اعمال شده از سوی بانک «سن پائولو» در نشریه منتشر شده بود.
 در صورت دریافت خبرهای تکمیلی در نشریه منتشر خواهد شد.

عضویت افتخاری یک استاد دانشگاه در نشریه

در گفتگو با رییس/استاد دانشگاه پلی تکنیک تورین به او پیشنهاد عضویت افتخاری در نشریه مستقل دانشجویان ایرانی تورین را داده شد که مورد پذیرش ایشان نیز قرار گرفت. در هفته های آتی طی مراسمی کارت عضویتی نمادین به برای عضویت رییس این دانشگاه به ایشان اهدا خواهد شد که گزارشی از آن در نشریه منتشر می شود. این تنها نشریه ای است در این شهر که رییس دانشگاهی عضویت افتخاری آن را پذیرا شده است.

پیام یک ترم تلاش

چند روز قبل و همزمان با پایان ترم تحصیلی، نمایشگاهی به منظور ارائه نتیجه یک ترم تلاش دانشجویان رشته اکو دیزاین در گالری سن فدریکو واقع در میدان سن کارلو برگزار شد. پروژه ای که در مورد طراحی سیستماتیک و پایدار برای شهر Giaveno در نزدیکی تورین بود و هدف اصلی آن تحول اساسی از یک سیستم خطی و محصول محور (در حال حاضر)، به یک سیستم شبکه ای و انسان محور، و در پی آن خودکفا کردن شهر در تأمین نیازهای مردم و در عین حال به صفر رساندن صدمه وارد بر محیط زیست از طریق فعالیت های صنعتی شهر بود. خودکفایی به این معنی که فعالیت های اصلی شهر شناخته شده و نیاز مردم به آن بررسی شده و حداکثر تلاش برای تأمین آنها با استفاده از منابع موجود در خود منطقه انجام می گیرد. این طرز تفکر سیستماتیک نام دارد و اصول آن با توجه به موارد زیر به واقعیت می پیوندد: کاهش مصرف از منابع متعدد و یا دور از دسترس ، بازگشت مواد و انرژی به داخل سیستم به عنوان مواد اولیه برای بخش دیگری از سیستم و حذف زباله، استفاده از انرژی تجدید پذیر و فکر کردن بر روی روابط بین بخش های مختلف هر سیستم برای همگون کردن جریان برقرار بین آنها.
پیام این حرکت دانشجویی در مرکز شهر، انتقال نتایج بررسی ها و مطالعات در سیستم پایدار طراحی شده توسط یک گروه ۹۰ نفره بود که امکان بازگشت تمام محصولات خارج شده از یک سیستم به درون سیستمی گسترده تر را فراهم می کند و هر سیستم را پایدار بر روی فعالیت های داخلی آن می سازد. این پدیده در یک شهر ، آن را از واردات هر گونه کالا اعم از مواد اولیه و یا محصولات مورد نیاز مردم بی نیازکرده، به افزایش فرصت های شغلی کمک کرده ، با انتخاب درست منابع و کاهش آلودگی ها تأثیر منفی صنعت بر محیط زیست را به حداقل رسانده و نیز آگاهی و فرهنگ مصرف شهروندان را بالا می  برد. همچنین بررسی های اقتصادی صورت گرفته افزایش چشمگیر درآمد حاصل از این تحول را نشان می دهد، چرا که هزینه های حمل و نقل و واسطه ها از میان رفته و جای آن را مواد تازه و محصولات با کیفیت بالا و با تنوع بیشتر می گیرد؛و این تحولات در مجموع، کیفیت زندگی جامعه را تحت تأثیر قرار داده و رضایت فردی و جمعی را افزایش می دهد.

خوابگاه Residenza universitaria OLIMPIA



·         موقعیت مکانی :   Lungo Dora Siena 104خوابگاه دانشجویی در داخل پردیس دانشگاه تورین (دانشکده حقوق و علوم سیاسی) واقع شده است. محل  خاص  آن در امتداد رودخانه  دورا  پا ی تپه های تورین، فقط چند دقیقه از مرکز پیازا Castelloو  .Moleآن را محل اقامت ایده آل برای لذت بردن از یک فضای و دلپذیر از شهر کرده است.
اولین ساختمانی که در سال ۲۰۰۹ به ان مدرک " prestigious Ecolabe certification"  به دلیل انطباق امکانات آن با محیط زیست سازگار اهدا شد.

·         تعداد اتاق ها:
-          ۲۰۸ اتاق تک نفره
-          ۱۷ اتاق تک نفر برای افراد ناتوان جسمی‌
-           ۵۳ اتاق دو نفره
-          ۴۱  استودیو، ۱۹ تک نفره و ۱۹  دو نفره   ۳برای دانش آموزان ناتوان جسمی‌
·         امکانات اتاق ها
-          حمام آب گرم در تمام روز
-          اینترنت (ADSL)
-          تلفن (توضیح اینکه تماس داخلی‌ دو طرفه و تماس از خارج خوابگاه یک طرفه از خارج به داخل انجام می‌‌شود)
-          امکان استفاده از پریز مخصوص تلویزیون (در صورتی که خود دانشجو تلویزیون داشته باشد)
-          یخچال و فریزر
-          آشپز خانه بعضی از اتاق
·         امکانات و سرویس‌های رایگان :
۱-امکان شارژ Smart Card ۲- امکان تماس با پذیرش در ۲۴ ساعت روز  ۳- سالن تماشای تلویزیون ۴- سالن بازی‌ ۵- سالن مطالعه ۶- سالن کامپیوتر با اتصال به اینترنت ۷- نگهبان شب  
۸-والیبال ساحلی ( ON LINE رزرو ) ۹ -  زمین فوتبال ( ON LINE رزرو )  ۱۰-  دستگاه فروش اتوماتیک کتاب۱۱ - پارکینگ دوچرخه ۱۲-  اتاق موسیقی   
·         امکانات و سرویس‌های قابل شارژ :
۱-  تلفن عمومی کارتی و سکه ۲-دستگاه فتوکپی ۳ -ماشین لباس شویی و اوتو  ۴-سالن ورزشی ۵- میان وعده و نوشیدنی توسط دستگاه۶-   پارکینگ موتور سیکلت 
•     ویژگی های خوابگاه) خدمات EDISU در نزدیکی خوابگاه
رستوران University restaurant Lungo Dora Siena 102 / B


یاهو!

مهندس فرزاد ناظم، 46 ساله، دارنده مدرك مهندسي كامپيوتر از دانشگاه پلي‌تكنيك كاليفرنيا كه از ژانويه سال 2002 رسماً مديريت فني سايت ياهو را در اختيار گرفته بود. مهندس ناظم از سال 1985 فعاليت حرفه‌اي خود را در «SYDIS» آغاز نمود.
 در اين مدت بر اثر شايستگي‌هاي فراواني كه از خود به نمايش گذاشت توانست به سرعت پله‌هاي ترقي را طي نمايد و به مدارج مديريتي دست يابد.
 در همين سال به كمپاني عظيم «Oracle» پيوست و در مدت ده سالي كه در اين شركت فعاليت مي‌كرد توانست سمت معاونت رسانه‌اي اين امپراطوري را از آن خود نمايد و علاوه بر آن در دو نقش مسوول تقسيمات سرور شبكه‌اي و همچنين به عنوان يكي از اعضاي مديريت كميته فروش محصولات ظاهر گردد.
در مارس 1996 «ناظم» به ياهو پيوست و به عنوان يكي از اعضاي اصلي مهندسي شبكه اين سايت مشغول به كار شد. در كمتر از يك‌سال بنا به تشخيص مديران ياهو، ناظم به بخش فني سايت منتقل شد و در كمتر از يك‌ماه اين بار نيز توانست با تخصص خود مديريت آن بخش را برعهده گيرد.
 در اين سمت او مسووليت رسيدگي به كليه امور مربوط به فعاليت‌هاي سايت، ارايه خدمات و مسايل فني آن را برعهده داشت.
چند سال بعد يعني در ژانويه سال 2002 اخبار رسمي حكايت از سمت جديد مهندس ناظم در سايت ياهو داشت. در اين تاريخ او مسووليت نهايي فني اين سايت را برعهده گرفت و فعاليت قبلي خود را گسترده‌تر ساخت. در اين سمت او با بكارگيري تيم‌هاي تخصصي قوي كه اكثراً زير نظر خود او آموزش ديده بودند، سعي داشت تا با تمام توان ياهو را به عنوان قدرت اول دنياي اينترنت به كاربران بشناساند .
نشریه فرچون در سال ۱۳۸۲ وی را با ثروتی حدود ۳۰۰ میلیون دلار چهاردهمین ثروتمند دنیا معرفی‌ کرد.
منبع:
www.movafaghan.blogspot.com
و ویکی پدیا

عکس هفته


طرح هفته / شان هستی


شب/شعر

سکوت شب در میان پنجره هایی که دیوار ندارند
طرح اندام تو را از دیدگان خسته من فریاد میکشد
ماه شرمگین از عریانیت، در پس خیال من پناه میگیرد
بدنبال ماهی برای آسمان خیالیت باش
از فردا حتی شب هم از آن تو نخواهد بود
چرا که ذهن من آبستن آرامشي محال است

موزه هنرهای شرق تورینو (MAO )


شاید خالی از لطف نباشد که اگر ساکن تورینو هستید و علاقمند به آثارهنری سری هم به موزه هنرهای شرق تورینو بزنید. الخصوص که در بخشی از این موزه شاهکار هایی هم از هنر ایرانی به چشم میخورد.
در برگیرنده آثار هنری گسترده ای از کشورهای مختلف قاره آسیا هست که تعداد این آثار در حدود 1500 عدد می باشد.
بخش دائمی موزه که به 5 گالری تقسیم میشود که به 5 منطقه بزرگ آسیا اختصاص داده شده است.
آسیای جنوبی: که در برگیرنده مناطق فرهنگی مثل : قندهار ،هند و آسیای جنوب شرقی.
چین: مهد گونه های هنری بسیار متفاوت .
منطقه هیمالیا: محل تعامل فرهنگ هند و چین.
ژاپن :مکانی بسیار توسعه یافته ناشی از برخورد میان فرهنگ های آسیا و اروپا.
و در پایان آسیای مرکزی تا دریای مدیترانه که شاهد شکوفایی هنرهای بسیاری بوده است، در این بخش بیننده آثاری از ایران ،عراق ،سوریه و ترکیه هستیم .
علاوه بر بخش دائمی موزه هرساله فعالیت های متفارت ر نمایشگاه و فستیوال های متفاوتی بر گذار میکند . یکی از این اتفاقات مهم هنری دربار( DARBAR) نام گرفته که از 7 جون تا 28 جولای ادامه دارد . در این برنامه شاهد کنسرت ها ، بازدید از موزه ، ورک شاپ رقص ، پخش فیلم های مستند و غیره هستید .

سایت : www.maotorino.it
آدرس :Via S. Domenico 11

روز و ساعت بازدید : از سه شنبه تا یک شنبه ،از ساعت 10 تا 18
دوشنبه موزه بسته است .

این صحنه خانه من است


جامعه تئاتر ایران سوگوار درگذشت پدر است. حمید سمندریان  پدر تئاتر ایران بنیانگذار  دانشکده تئاتر دانشگاه تهران,  هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک,  گروه تئاتر دانشکده هنر و معماری و در آخر کلاسهای آزاد بازیگری- کارگردانی  بود.
 او شاگردان زیادی تربیت کرد ;
 از عزت الله  انتظامی- سوسن تسلیمی – گلاب آدینه – رضا کیانیان – گوهر خیراندیش – امین تارخ – احمد آقالو گرفته تا بازیگران جوانی چون  پارسا پیروزفر – شهاب حسینی – حامد بهداد. تقریباً تمام کسانی که پس از دهه 40 در زمینه تئاتر تحصیل کرده اند شاگرد او محسوب می شوند.
در آلمان رشته مهندسی تأسیسات خوانده بود و هر بار در مقابل عموم به این موضوع اشاره می کرد لبخندی بر چهره اش می نشست و چشمانش برق می زد به جستجوی بازتاب حرفش در تک تک مخاطبان جوانی که شاید اولین بار بود که او را می دیدند والبته نمی خواست لذت دیدن این حیرت را از دست بدهد و نمی گفت که تئاتر را از دوران دبیرستان زیر نظر عبدالحسین نوشین,  حسین خیرخواه و نصرت کریمی آغاز کرده و پس از تحصیل در دانشگاه صنعتی برلین به کنسرواتوآر عالی موسیقی و هنرهای نمایشی هامبورگ نیز رفته و شاگرد ادوارد مارکس بوده است. او در همان سالها در آلمان به طور حرفه ای مشغول به کار شد و ده ها اثر به صحنه برد. در شیوه کارگردانی متأثر از تئاتر آلمان بود به دراماتورژی و تحلیل دقیق متن و در عین حال به رهایی بازیگر از متن بسیار اهمیت می داد. سمندریان در آشنایی ایرانیان با متون برجسته تئاتر جهان سهم بسزایی دارد;  تمام آثار مطرح فردریش دورنمات نمایشنامه نویس محبوبش را به فارسی ترجمه و اجرا کرد همچنین آثاری از ماکس فریش , برتولت برشت,  تنسی ویلیامز و شکسپیر را نیز ترجمه کرد.
 اولین کارش, اجرای یک نمایش رادیویی به نام جراحی پلاستیک  (1340) بود. او بیش از 40 نمایش صحنه ای تلوزیونی و رادیویی را کارگردانی کرد.
گفته بود: “ زندگی گالیله “( نوشته برتولت برشت ) در واقع افراطی ترین درامی است که دوست دارم اجرا کنم اما شرایط به گونه ای نیست که بتوانیم زندگی و سکوت پنجاه ساله تحمیلی اش را اجرا کنیم. چند سال پیش گفت اجرای گالیله وصیت نامه هنری اوست می خواست قبل از مرگش آن را اجرا کند اما نشد و این خود یک تراژدی بود برای اهالی تئاتر... محمد یعقوبی از طرف شورای هماهنگی هفته بزرگداشت استاد سمندریان از همه گروه های تئاتری دعوت می کند از 23 تا 31 تیر ماه در هر جای ایران اگر تئاتر اجرا می کنند هر روز پیش از اجرا ده دقیقه تکه ای از گالیله را برای شادی روح او نمایشنامه خوانی کنند . نمایش های زیادی این روزها با گالیله و یادی از استاد آغاز می شود.
در مراسمی که یکی از همین روزها در سوگ وی در تئاتر شهر برگزار کردند رضا گوران از حضار می خواهد تخیل کنند نمایش گالیله تمام شده و آقای سمندریان روی صحنه آمده و ما می خواهیم تشویقش کنیم.... یک صحنه تراژیک دیگر; همه پر شور و از ته دل تشویق می کنند  کف می زنند سوت می زنند  و صورتهایشان خیس اشک است.
چرا گالیله؟ در گالیله  پرسشی مطرح می شود;
 در زمانه بی رحم,  اهل خرد چگونه می تواند بر سر حرفش  بایستد و بماند؟ با انکار موقت حقیقت به رغم اعتقاد راسخ به آن؟ به عهده مخاطب است که پاسخ را پیدا کند یا  دست کم به آن فکر کند.
سمندریان در 35 سال گذشته تنها 4 اثر به صحنه برد و سالهای زیادی را تنها به تدریس مشغول بود اما لحظه به لحظه از شوق تئاتر لبریز بود; انتخاب گالیله به عنوان وصیت نامه هنری اش بسیار پرمفهوم است حیف است بگوییم حسرت به دلش ماند; رسالت هنرمند در ارتباطی است که با مخاطبش برقرار می کند ,حرفی که می زند و تأثیری که می گذارد;
او با این حرکت شاید بیش از آنچه “ اجرای “ گالیله می توانست تأثیرگذار باشد, تأثیر گذاشت.
“ این صحنه خانه من است “ عنوان کتابی است از سمندریان که در سال 1388 چاپ شد ;
او خانه اش را ترک نکرده است;
 او در صحنه می ماند ,
در وجود تک تک شاگردانش ,در کتابهایش و در خاطره اجراهایش.

بازگشت به سرزمین


دل ها شاد ولی خسته از گذشت زمان در یک راه طول و دراز , در مسافتی طولانی با سرعتی نم نم...
آهسته میرویم ولی پیوسته و چه زیباست که زندگیمان را در اوج سادگی با کوله باری از امید همراهی میکنیم... راه هموار نیست ولی روح ها هموارند... شاید امروز ما رهگذریم ولی قطعا برای فردا روز های روشنی در انتظار است.
امروز وطن جاییست که خستگیمان را برای یک دوره میگیرد ولی باور دارم که روزی برای همیشه خسته ی وطن میشویم و دیگر شوق گذر از آن در تن ها به جای نمیماند.
تقدیم به همراهان ایران زمین در این فصل گرم

بوته خار و گذشته

* مطلبی برگرفته از وبلاگ نوشتاریفرهنگ هلاکویی

متاسفانه دانش کنونی انسان به پدر و مادر اجازه نمی دهد که فرزندشان را به هشت سالگی یا به هجده سالگی به سلامت برسانند.. هیچ پدر و مادری..ما همچنین آگاهی و علمی در دنیا نداریم که به پدر و مادری شما دوتا بچه سالم بدهید و بگویید اینها را برسان به هشت سالگی و هجده سالگی...تمام ما تصادفی و درب و داغان و به هم ریخته به هشت سالگی و بعدا هجده سالگی می رسیم .
علتش این نیست که پدر و مادر من و شما عیب و ایراد دارند.علتش این هست که مشخصات انسانیست و عدم آگاهی دانش بشری برای اینکه بتواند انسان سالم بار بیاورد.بنابراین هیچ کس نیست که به هشت سالگی و هجده سالگی برسد و این آدمی که به هشت سالگی و هجده سالگی رسیده له و لورده و درب و داغان نباشد. چنین چیزی ممکن نیست. پس بنابراین من و شما یک وظیفه داریم. بعد از هجده سالگی برویم اشکالات و اشتباهات خودمان را حل کنیم. در حقیقت وجود من و شما را مثل اینکه انداخته اند روی یک بوته خار و اقلا ده بیست صد جای بدن من و شما بسته به اینکه خارها کوچکند یا بزرگند یا بعضی ها سمی و کشنده اند در بدن من و شما رفته و احتیاج است که دانه دانه اینها را در بیاوریم. امروز خوشبختانه دانش این کار را داریم. علتش هم این است که تمام گذشته من و شما هیچ جا وجود ندارد غیر از در مغز من و شما در یک جای کوچکی که حتی به اندازه یک نارنگی کمی بزرگتر از یک تخم مرغ ، پخش است و خوشبختانه دسترسی به این مغز یا ضمیر و ذهن را امروز از نظر علمی داریم و میشود کارها را درست کرد. هیچ دلیلی ندارد که آسیب دو و چهار سالگی من همه زندگی من را خراب کند.

Friday, 13 July 2012

فصل داغ

 فصل داغ امتحان است. هم “هوا” و هم “حال و هوا”. دو هفت روزی بیشتر نمانده است. بعضی می مانند و بسیاری دور می شوند یکی دو ماهی را از درس و دانشگاه و تورین. بعضی نیز تازه به شهر می آیند و به جمع ایرانیانش می پیوندند برای آینده ای نو به درس و تحصیل. شور و شوقی برای هر دو دسته. آنها که می روند دیدارها تازه کنند با شهر و دیارشان و خانواده، و آنها که دور می شوند از این هر دو برای تازه ها. بعضی نیز این هر دو شور را نظاره گرند، آنها که رفتن از تورین را می بینند و آنان که رفتن از دیار را. این “رفت و آمد” ها غریب است و واقعی. گاهی تلخ، گاهی شیرین.

گفتگوی اختصاصی با تهمینه میلانی



برایمان بگویید این روزها، دقیقا همین روزها زن بودن در ایران چه حسی دارد؟ همان زنی که متفاوت با تفکر عرف می اندیشد و تحصیل می کند و شاید تابوشکن ست ...
ج –جواب این سوال به نگرش افراد به زندگی  بر می گرد . زندگی من همواره با چالش  برای  تغییر همراه بوده است ، چه قبل و چه بعد از انقلاب . باور دارم که مسائل فرهنگی امروز ما در ایران ریشه در گذشته دارد و تنها مربوطبه امروز نیست . غیرت و تعصب بر روی مادر و خواهر و کنترل ایشان پایه ی همین گشت ارشاد و کنترلی است که انجام می شود . فقط از شکل مخفی به نمایش اجتماعی بدل شده است . البته باید این مسائل را از سوء استفاده های سیاسی تفکیک کرد ، نظیر سرگرم کردن مردم با مسائل حاشیه ای و ...
با این مقدمه باید عرض کنم که مسائل موجود فرهنگی امروز را حاصل گذار از سنت به مدرنیته ارزیابی می کنم و شخصا تلاش می کنم که با طرح مسائل فرهنگی در فیلم هایم در  حهت ایجاد تعادل حرکت کرده و امیدوار باشم که با ساخت فیلم های اجتماعی از میزان قربانیان این گذار بکاهم.

از دیدگاه شما زنان ایرانی را چگونه می شود تقسیم بندی و تحلیل کرد؟ منظور این است که اگر بخواهید زنان را از لحاظ فرهنگی و جایگاه اجتماعی شان تقسیم بندی کنیم، تفکیک و تفسیر شما بر اساس شناختی که از جامعه زنان دارید چگونه خواهد بود؟
ج - جواب این سوال بسیار سخت است ، چراکه مطالعه و تحقیق جدی در این زمینه وجود ندارد . اما عقیده ی من بر این است که درمیان اقشار مختلف فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی متاسفانه خرافه حرف اول را می زند ، حتی اگر ظاهر زندگی آن ها بسیار  مدرن باشد .
فیلم های این روزهایِ روی پرده های سینمای ایران تا چه اندازه نزدیک به واقعیت اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانی است؟ در سال گذشته چند فیلم مهم و تاثیرگذار دیده اید؟
ج - فیلم های امسال را ندیده ام ، چون از ظاهر آنها محتوی  مشخص است .  در سال گذشته فیلم ها ی خوبی اکران شد که فکر می کنم بهترین آن ها فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته ی آفای فرهادی بود .
آیا محدودیت ها باعث مرگ خلاقیت می شود یا نتیجه ای برعکس دارد؟
ج - طبعا مرگ خلاقیت . و بویژه در  شرایطی که این روز ها بر سینما حاکم است . ممکن است  شما بتوانید با استفاده از زبان سمبول در شرایط نیمه باز فرهنگی _ سیاسی  خلاقیتی از خود نشان بدهید ولی با کنترل سفت و سختی که امروزه وجود دارد این کار تقریبا غیر ممکن است .
جالب اینکه مسئولین سانسور از ترس این که فیلم ها در لایه های مختلف خود پیام ویژه ایی به مردم ندهند ، برای خود متخصصین لایه شناسی تربیت کرده اند که اغلب افرادی متوهم وکم سواد هستند و از هر جمله ی ساده ایی برداشت های عجیب و غریب می کنند به این معنی که ما می دانیم پیام شما چیست ! وهمین مسئله یافتن را ه حل برای مسائل را دشوار تر کرده است .

شما علاقه بسیاری در به چالش کشیدن رفتار و برخورد مردان با زنان دارید. دوست دارِ تغییر و دگرگونی فضای مردسالارانه هستید. بخوبی در کارهایتان صدای اعتراض زنان شنیده می شود. دراین سال ها نتیجه ای هم گرفته اید؟  
ج - جواب این سوال را من نباید بدهم . اما تجربه به من نشان می دهد که اگر مثلا در هنگام ساخته شدن فیلم دو زن 70 در صد مردان بویژه مردان سنتی واکنش تندی نسبت به فیلم و عقاید من  داشته اند ، به مرور زمان به فیلم علاقه مند شده و این درصد کاهش چشمگیری داشته است . در مورد خانم ها هم فکر می کنم بیش از 90 درصد ایشان رابطه خوبی با فیلم های من برقرار می کنند ، بویژه زنان  سنتی  طبقه ی متوسط اقتصادی  که موضوع فیلم های من به زندگی ایشان نزدیک تر است .

عدالت و حقوق برابر زن و مرد محور اصلی فیلم هایتان است. دراین زمینه فعالیت اجتماعی دیگری بجز فیلمسازی داشته اید؟
ج - البته. از نوجوانی و شاید به جرات می توانم بگویم از کودکی نسبت به بی عدالتی های یی که در خانه و یا مدرسه می دیدم واکنش جدی  نشان می دادم و اولین معترض محسوب می شدم  . در دوران دانشجویی و بعد از آن ،هم در  محافل فرهنگی و اجتماعی بسیار فعالیت داشتم که متاسفانه اغلب آنها با فشار های فزاینده  به حالت غیر فعال در آمده اند . نظیر سازمان های مربوط به بیماری ایدز ، کار کودکان ، دختران فرار ، زنان خیابانی و...
بجز دو فیلم که خمیرمایه آن طنز بود، در دیگر فیلمهایتان نیز رگه های طنز دیده می شود. جایی هم اشاره کرده اید که ایتالیایی ها عاشق طنزند آنهم از نوعِ طنز تلخ، کدام یک از فیلم های ایتالیایی را بیشتر پسندیدید؟ از کدام تاثیر گرفتید؟

ج - به طور کلی سینمای ایتالیا را دوست دارم . اما بیشترین تاثیر را از  سینمای ایتالیا با تماشای فیلم های پیترو جرمی گرفته ام همانند لوکوموتیو ران ، طلاق به سبک ایتالیای ، فریب خورده رهاشده و ...  و البته جیلو پونته کرو هم  در نو جوانی تاثیر بسیاری بر من گذاشته است  ( با ایشان عکس هم دارم . )

اگر امروز امکان این را داشته باشید که هر فیلمی که دوست دارید بسازید چه سناریو و سوژه ای را دنبال می کردید؟
ج- یکی از موضوعات مورد علاقه ی من تاثیر تجاوز جنسی بر زندگی و آینده ی فرد مورد تجاوز واقع شده و جامعه است  در مرحله ی بعد  زندگی دختران فراری از خانه .
 شنیدیم که بر اساسِ یک کتاب تصمیم دارید که فیلمی جنگی بسازید، آیا باز هم همان چالش ها و مشکلات زنان را به تصویر خواهید کشید یا به مقوله ای دیگر می اندیشید؟
ج - نه این موضوع شایعه ای بیش نیست .  من از هیچ کتاب جنگی تا به امروز اقتباسی انجام نداده ام . البته چندین کتاب از طرف نهاد های مختلف  به من پیشنهاد شده است ، اما بدلیل روحیه ی خاصی که دارم نتوانستم با خشونت درون این  کتابها رابطه برقرار کنم . داستان فیلم نامه ی  "تنهایی پر هیاهو"  که امیدوارم با وجود تنگ نظری ها و سخت گیری ها مقابل دوربین ببرم یک داستان عشقی  در بستر جنگ است و قهرمان آن یک دختر معمولی است که خیاط است  که   جنگ نگرش او را به زندگی تغییر می دهد .
گفته بودید یکی از دغدغه های شما مشکل تجاوز جنسی به کودکان و پیامدهای آن است. از آنجایی که این مساله خط قرمز جامعه امروز ماست و پرداختن بدان ساده نیست، آیا دراین زمینه پیشرفتی داشته اید؟

 ج- به هیچ عنوان . این موضوع و بسیاری از  موضوعات  اجتماعی  دیگر همچنان از دید مسئولین تابو است.

خانم میلانی فیلمی ساختید که در روابط زن و مرد تاثیر گذار باشید (آتش بس) و آنها را مخاطب قرار دادید. چه شد که چنین نیازی را حس کردید؟ آیا قصد دارید کارهای مشابهی داشته باشید؟
ج- ایده ی اولیه ی این فیلم را آقای منصور جعفری خواننده ی پاپ معروف ایرانی در یک نشست دوستانه در کشور امارات (دبی) به من داد ند. و توجه مرا به مسئله ی کودک درون جلب کردند و همین امر موجب شد تا با کمک دوستان ایشان با نویسنده ی کتاب شفای کودک درون خانم لوچیا کاپاکیونه که روانشناس سرشناس  امریکایی – ایتالیایی هستند در سانفرانسیسکو دیدار کرده ، این فیلمنامه  را بنویسم . من چند فیلم نامه ی دیگر در ژانر طنز با موضاعات اجتماعی  نوشته ام که متاسفانه پروانه ی ساخت دریافت نکرده اند .این ژانر از ژانر های مورد علاقه ی من است و با شخصیت حقیقی من هم هماهنگی دارد.

به نظر از فیلمهایی چون  نیمه پنهان و دو زن کمی فاصله گرفته اید. اتفاقی است یا آگاهانه و ناشی از شرایط اجتماعی و...

ج- متاسفانه شرایط سیاسی و کنترل بیش از حد  بر روی موضوعات زنانه موجب شده تا نتوانم به  موضوع مورد علاقه ام ( مسائل  روانشناختی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی ) زنان طبقه ی متوسط جامعه بپردازم.

خانم میلانی دختران بسیاری این روزها برای ادامه تحصیل از خانواده و شهر و کشورشان دور می شوند و به خارج از ایران می آیند. به هر حال سختی و دوری را به جان می خرند و به تحصیل مشغول می شوند. این دوری ها آثار و تبعاتی هم دارد. این انتخاب و آثارش را چگونه ارزیابی می کنید؟
ج - بستگی به شرایط هر فرد و بویژه سنی که کشور را ترک می کنند ، دارد .

خانم میلانی، گرد هم آمدن ایرانی ها در خارج از کشور از هر قشری مشکلات خاص خود را دارد. حال آنکه مردمان دیگرکشورها روابط مستحکم تری با یکدیگر دارند. (به طور نمونه ترک ها در سراسر جهان به ویژه در آلمان و یا سیاهان، در هر کشوری که هستند به ویژه در آمریکا.)برای نمونه در همین شهر تورین، پزشکان ایرانی که دارای وجهه اجتماعی و سطح تحصیلاتی بالایی هستند اقدامی می کنند برای داشتن جامعه پزشکان و هیچگاه به نتیجه نمی رسند. و حتی هر جمع شدن دانشجویان و ایرانی های شهرهای مختلف پراکنده در جهان، بی حاشیه نیست.)دلایل فرهنگی و اجتماعی این اتحادناپذیری و تکثر فراوان ایرانی ها در خارج از کشور را در چه می دانید؟ راههای برون رفت آن چیست؟

ج - این مشکل دقیقا همان مسئله ایی است که قبلا به آن اشاره کردم . متاسفانه بیشتر ایرانیان هنوز مفهوم ارتباط مدرن انسانی را در ک نکرده اند وهمچنان  با خلق و خو و تربیت محافظه کارانه ی سنتی   به ار ث  رسیده از اجداد گرامیشان  ، ایجاد ارتباط می کنند . هرچند که این امر در نسل دوم و سوم ایرانیان مهاجر کمتر شده است.
فکر می کنم  راه برون رفت از این وضعیت  ابتدا تمرین  تحمل عقاید ، سلایق و دید گاه های متفاوت از ماست .

منشا پرخاشگری، بی توجهی نسبت به حقوق یکدیگر و عصبی بودنهای مردم را در چه می دانید؟ (کمتر شده است در این شهری که هستیم دعوا و خشونتی ببینیم، رفتارهایی که به راحتی در سطح شهرهای مختلف کشور می بینیم.) اینجا به راحتی در هر فرصتی کتاب و روزنامه باز می کنند و می خوانند. بی حرفی در صفهای طولانی می ایستند. آرامش عجیبی دارند این مردمان.
ج - تصور می کنم دلیل این امر موقعیت جغرافیایی ایران بوده که بطور مداوم مورد تاخت و تاز قبایل ، طوایف و کشور های مختلف بوده است . و ایرانیان عزیز  مجبور بوده اند به روش های مختلف با این گروه های مختلف متجاوز برخورد کنند ، تا جایی که گاه حتی همطن خود را قربانی کرده اند و...فراموش نکنید بسیاری از ما همرا با روحیه ی پرخاشگری  ، معایب بسیار دیگری هم داریم . همانند دروغگویی ، چاپلوسی ، اطاعت از فرادست  و زور گویی به فرودست و...که همگی  ریشه در گذشته ی تاریخی ما دارد.



خانم میلانی، این روزها از محاوره های معمولی در کوچه و خیابان، در مدرسه ها، دانشگاه ها، در میان جمع های کوچک و بزرگ و پیر و جوان، و حتی این روزها در موسیقی و هنر و نیز در نهادهای مرجع هم آثاری از ادبیات نامتعارف و نازیبایی در کلام و گفتار و ناسزا گویی می بینیم. آنچه که شاید شما هم نتوانید در فیلمهایتان به تصویر بکشید. مشکل کجاست؟ راه حلش کجا؟
ج  - در این زمینه علاوه بر مسائل ریشه دار فرهنگی من مسئو لین را مقصر می دانم . استفاده  از عبارات سخیف و زشت در هنگام نظر دادن در مورد رقبای سیاسی ، سیاستمداران کشور های دیکر و...موجب شده تا بویژه در میان اقشار کم سواد و بی سواد اینگونه حرف زدن ، ارزش محسوب شود .
راه حل آن آموزش از طریق رسانه های ارتباط  جمعی است ، که در حال حاضر امیدی به تغییر در رویه ی ایشان وجود ندارد .

هنرمندانی که از ایران می روند و هنرمندانی که در ایران می مانند، کدام را انتخاب می کنید؟ فکر می کنید کدام شان برای هنر و مردمانشان مفیدترند؟ شاید پرسشی تکراری باشد اما آیا اساسا قائل به این بحث هستید یا هنر برای هنر را می پسندید؟
 ج - این مسئله بستگی به شرایط خاص هر هنرمند دارد و تشخیص آن بر عهده ی خود است  . من بسادگی می توانم به امریکا مهاجرت کنم و طبعا تا زمانی که هنوز امیدی هست ، هرگز این کار را نخواهم کرد , چرا که احساس می کنم  در وطن خودم بسیار مفید تر هستم  . اما در مورد سایری هنرمندان نمی توانم نظر بدهم .
در مورد بخش دوم سوال شما باید عرض کنم . شحصا هنر در خدمت جامعه را قبول دارم و مقوله ی هنر برای هنر برای من  ارزش زیادی ندارد .

چندی پیش به دنبال انتشار عکس و فیلمی از گلشیفته فراهانی  بحثهای بسیاری را به ویژه در فضای مجازی بوجود آورد. خارج از مفید بودن هر بحث و گفتگویی، ارزیابی شما از رفتار این هنرپیشه زن (یا موارد مشابه) و مردم در قبال آن چیست؟
ج - شخصا به آزادی  عقیده ی افراد در مورد انتخاب روش و  نوع زندگی ، مادامی که صدمه ایی متوجه فرد دیگری نباشد ، باوردارم  و طبعا نظر خاصی در این زمینه ندارم . این  نوع  رفتار که به نظر نوعی اعتراض اجتماعی است کاملا  به خود   خانم فراهانی  که بازیگر مطرح و محبوبی در ایران است ، مربوط  می شود و نه شخص دیگر . ، ولی بررسی نوع این رفتار شایسته ی کار شناسی دقیقی است . به نظر من باید پرسید چه دلایلی موجب شده تا خانم فراهانی برای اعلام اعتراض خود دست به چنین عملی بزتد .و این ارزیابی تصور می کنم بسیار مهم تر از برهنه شدن ایشان  است .

 نشریه دانشجویان تورین بسیار نوپاست. آرزوهای فرهنگی دارد و تاثیر گذاری در جامعه کوچک ایرانی های شهر، از اینکه آن را خواندید و دعوت ما را پذیرفتید سپاسگذاریم، آن را چگونه می بینید؟ خوشحال می شویم که پیشنهاد و ایده های شما را داشته باشیم و پذیرای نقدهای دلسوزانه و مادرانه شما باشیم.
ج -  راه پر فراز و نشیبی پیش رو دارید ، که باید با هم فکری و همدلی و احترام به عقاید مخالف آن را به پیش ببرید .

در پایان که شاید هم کلیشه باشد، ایرانی های دانشجوی خارج از ایران را پیامی دهید.

 ج -بیاموزید و تجربه کنید که در آینده به تجارب و آموزه های شما بسیار نیازمندیم . به آینده ی کشورمان بسیار امیدوارم .

سپاسگزاریم از وقتی که گذاشتید.