Showing posts with label تیتر نخست. Show all posts
Showing posts with label تیتر نخست. Show all posts

Friday, 9 November 2012

رادیویی در تورین


اوایل دسامبر امثال و کمی پیش از نخستین سالگرد انتشار نشریه مستقل دانشجویی تورین، صدایی در این شهر متولد خواهد شد. دوره آزمایشی و شماره صفر این برنامه رادیویی بر اساس چارچوبهای نشریات دانشجویی تورین و ترنج (نشریه ایتالیایی) آغاز به کار خواهد کرد و تمامی بخشهای آن از گویندگی، نویسندگی و بخشهای فنی آن را دانشجویان ایرانی شهر تورین با امکانات و توانایی های خود عهده دار خواهند بود.
این برنامه شامل موسیقی، خبرها و رویدادها، نقد و بررسی و گفتگو و بخشهای مختلفی خواهد بود.
علاقه مندان می توانند در مسابقه ای برای نامگذاری این برنامه رادیویی تا 25 ام نوامبر شرکت نمایند.
همچنین علاقه مندان به همکاری برای بخشهای مختلف برنامه نیز می توانند توانایی یا علاقه ی خود به بخش یا بخشهای مختلف 
:این برنامه را از طریق ایمیل نشریه اعلام دارند:
Nashrie.d.torino@gmail.com 

Friday, 27 July 2012

بدرود تا به زودی

دوره ی نخست نشریه هم به پایان رسید. دوره ای که همراه با تجربه و اندوخته های بسیاری است. 28 شماره همراه با شماره صفر، 29 هفته را پشت سر گذاشته است. 29 هفته ای که برای خود نشریه ای ها هم تازگی داشت و شیرینی و البته سختی. سعی در یافتن مخاطب، ارتباط با دانشجویان و با دانشگاههای شهر، با نهادهای فرهنگی، هنری، ارتباط به هنرمندان و ... اینها همگی تلاشی در حد توان و بضاعت دانشجویانی بوده است که با مشغله های درسی و دانشگاهی همراهند و مشکلات و سختیهای زندگی دور از خانه و خانواده را با خود همراه دارند. این گروه هم همچون دیگر گروه ها، فراز و نشیبهایی را در همین  نزدیک به شش ماه، داشته است و خواهد داشت تا بالغ شود و ماندگار نه به طول عمر دانشجویان موسس و همراهش. نشریه با این شماره به استقبال تعطیلات می رود و در روزهای پایانی سپتامبر با خبرهایی از دانشجویان ورودی جدید و هم خبرهایی برای آنها، سال تحصیلی را با شماره 29، آغاز می کند. سعی داشتیم هر آنچه اعلام می کنیم عملی شود و وعده ها محقق و همیشه از نتوانسته ها، تاخیرها و اشتباهات در همین گوشه و کناری در این صفحات اندک عذرخواه بوده ایم و تلاش برای ادامه انتشار و رشد نشریه پابرجاست. به امید مانایی، پویایی و اثرگذاری مناسب برای جامعه کوچک دانشجویان تورین با همراهی دانشجویان و دوست دارانش.

Friday, 20 July 2012

رو در رو با رییس


از زمان قرار گذشته بود. دستیارش پوشه به دست زودتر از ما به دفترش رفت. ناگهان نزدیک درب ورودی و پذیرش دانشگاه پلی تکنیک مردی به ایتالیایی پرسید که شما قرار بود گفتگو کنید؟ همراهش شدیم. کمی بی قرار بود. شاید فکر می کرد چگونه ارتباطی را باید با این چند دانشجوی جوان ایرانی داشته باشد.
به اتاق کنفرانس بزرگی فراخوانده شدیم. از پیشترش برای سرعت در استقرار دوربین ها و میکروفن ها، برنامه ریزی کرده بودیم که از زمان ورود به جلسه شمارش یکساعت زمان گفتگو آغاز می شد. چندبار این قرار جابجا شده بود. هم ما و هم او مشتاق به گفت و شنود بودیم. نشستیم. رییس و دستیار هم آمدند.
ده دقیقه ای هم بیشتر از زمان تعیین شده حرف زدیم. فقط ما پرسشگر نبودیم! جوانترین رییس دانشگاه ایتالیایی هم مشتاق بود از دانشجویان ایرانی اش بیشتر بداند.
از دانشگاه، از تحصیل و از رییس بودنش و مشکلات دانشجویان و از ایرانیان گفتیم و شنیدیم. جلسه ای که بی شک نگاهی متفاوت به ایرانیان دانشجو را بیش از پیش دربر خواهد داشت.
هفته آینده فیلم این گفتگو منتشر خواهد شد


عکس: سیاوش عماری

Friday, 13 July 2012

یک گفتگو


عاشق ایجاد ارتباط است. به چالشهای اجتماعی علاقه دارد و تاثیر و تغییر در سطح فرهنگ جامعه. اینها را پیشتر گفته است، چه هر کجا گفتگویی داشته است و چه با فیلمهایش. از خودشیفتگی گفته است، از خودخواهی، از مردسالاری، از مصائب زنان، از رابطه سالم و از بسیاری دیگر چالشهای اجتماعی. از او از حس و حالی که همین روزها زن بودن در ایران دارد پرسیدیم، از زنانی که متفاوتند. از فرهنگ و جایگاه اجتماعی زنان گفتیم. از اینکه آیا تا به امروز این به نمایش در آوردن صدای اعتراض زنان، بازتابی در جامعه داشته است؟ از “آتش بس” پرسیدیم و هدف قرار دادن رابطه زن و مرد، از فاصله ی این روزهای فیلمهای اخیرشان پرسیدیم از نیمه پنهان و دو زن. از اتحادناپذیری و تکثر فراوان ایرانی ها در خارج از کشور هم پرسیدیم و راه های برون رفتش. نه تنها تعارض را ریشه در گذشته مان می داند که روحیه ی پرخاشگری و معایب بسیار دیگر همانند دروغگویی، چاپلوسی، اطاعت از فرادست و زور گویی به فرودست را نیز.
او به آینده ایران بسیار امیدوار است و همچنان خود فعال است و با همه ی ممکن ها و ناممکن ها، هنوز با فیلمهایش حرف می زند و معتقد است تا زمانی که هنوز امیدی هست در وطن خود بسیار مفید تر خواهد بود.
گفتگوی اختصاصی نشریه را با تهمینه میلانی در صفحه پیش رو با هم می خوانیم.

Friday, 6 July 2012

پیوند با وبلاگستان

نشریه به وبلاگستان پیوست. نخستین روزها و  نشستهای ابتدایی شکل گیری نشریه، برنامه هایی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت پیش بینی شده بود. کوتاه مدتش انتشار، عضوگیری و ساختارمند نمودنش بود که به طور نسبی به پیش رفته است و هنوز زمان می خواهد و تلاش،کار و محتوا. در این میان ایده ای نیز تنها حرفش بود که آن روزها تنها در کاغذی یادداشت شد و در ذهن ها نقش بست. تا اینکه از ماهها پیش این ایده مسیر اجرایی شدنش را آغاز کرد. وبلاگ داری برای یک نشریه زمان می خواهد و نیرو و هماهنگی. تا داشتن همه اینها راه طولانی در پیش است. اما همانطور که نشر باید روزی آغاز می شد، این تغییر در شکل انتشار و پیوستن به فضای وب هم باید که شروع می شد.  همچون خود نشریه هنوز راه زیادی در پیش است برای ثبات، نیازسنجی ایی درست و گام برداشتن در راستای خواسته های دانشجویان شهر تورین.  وبلاگ پیش از هر چیز، نشریه را در دسترس تر می نماید و نشر محتوایش را پویا تر می کند. نقد، نظر، ایده، همچون همیشه این کار گروهی و رسانه ای را بهبود خواهد بخشید و بقا و رشدش را ضامن خواهد شد. از این پس همه مطالب در وبلاگ نشریه منتشر خواهد شد و به مرور شماره های پیش هم در آن به روز و بایگانی خواهد شد.
آدرس وبلاگ نشریه:
http://ndtorino.blogspot.it/

Sunday, 1 July 2012

اشکهای و لبخندها


نه پیرو جوان می شناسد نه خرد و کلان. برخی مردانه میدانندش و امروز دیدیم که زنان را نیز گرفتار خود کرده ست. گفته اند در زمان چین باستان رواج داشته ولی هرچه باشد انگلیسی ها مهر رسمیت بر آن زدند. گویا مدرن آن نیز از همین ایتالیا سرچشمه گرفته. کم مانده زمستانی آن را بسازن، همانگونه که ساحلی ش را ساخته اند. جان به جانش کنی رقابت ست و پایِ غیرت به میان می آورد. حال میخواهد در زمین خاکی برگزار شود یا استادیوم ماراکانا، میخواهد شهرآورد باشد یا جام جهانی. دم از عدالت زدند ولی پنهانی خطا کردند و قاضی به میانِ گود کشیدند.محبوب که شد سرو کله تجارت پیدا میشود. بازارش که گرم شد سیاستمداران نیز تماشاچیش. فصل خرید و فروش که میشود، برادر برادر را نمی شناسد. رسانه ها هم دامن می زنند و بازارش را داغ تر میکنند. بردش شادی و سرور برپا میکند و باختِ آن آه از نهادها بلند. هواخواه زیاد دارد و تماشاچی نما هم. زیباترین بخش آن، همان یکدلی ست که میانِ اعضا و هواداران جریان دارد. زمانیکه باهم پیمان می بندند که دوشادوش یکدیگر بدوند و دوستدارانشان دور از ملیت ها و جنسیت ها شانه به شانه آفرین گویان هم صدا می شوند.