Friday, 20 July 2012

بوته خار و گذشته

* مطلبی برگرفته از وبلاگ نوشتاریفرهنگ هلاکویی

متاسفانه دانش کنونی انسان به پدر و مادر اجازه نمی دهد که فرزندشان را به هشت سالگی یا به هجده سالگی به سلامت برسانند.. هیچ پدر و مادری..ما همچنین آگاهی و علمی در دنیا نداریم که به پدر و مادری شما دوتا بچه سالم بدهید و بگویید اینها را برسان به هشت سالگی و هجده سالگی...تمام ما تصادفی و درب و داغان و به هم ریخته به هشت سالگی و بعدا هجده سالگی می رسیم .
علتش این نیست که پدر و مادر من و شما عیب و ایراد دارند.علتش این هست که مشخصات انسانیست و عدم آگاهی دانش بشری برای اینکه بتواند انسان سالم بار بیاورد.بنابراین هیچ کس نیست که به هشت سالگی و هجده سالگی برسد و این آدمی که به هشت سالگی و هجده سالگی رسیده له و لورده و درب و داغان نباشد. چنین چیزی ممکن نیست. پس بنابراین من و شما یک وظیفه داریم. بعد از هجده سالگی برویم اشکالات و اشتباهات خودمان را حل کنیم. در حقیقت وجود من و شما را مثل اینکه انداخته اند روی یک بوته خار و اقلا ده بیست صد جای بدن من و شما بسته به اینکه خارها کوچکند یا بزرگند یا بعضی ها سمی و کشنده اند در بدن من و شما رفته و احتیاج است که دانه دانه اینها را در بیاوریم. امروز خوشبختانه دانش این کار را داریم. علتش هم این است که تمام گذشته من و شما هیچ جا وجود ندارد غیر از در مغز من و شما در یک جای کوچکی که حتی به اندازه یک نارنگی کمی بزرگتر از یک تخم مرغ ، پخش است و خوشبختانه دسترسی به این مغز یا ضمیر و ذهن را امروز از نظر علمی داریم و میشود کارها را درست کرد. هیچ دلیلی ندارد که آسیب دو و چهار سالگی من همه زندگی من را خراب کند.